پخش زنده
English عربي
137
-
الف
+

بی‌خوابی در آگاهی؛ روایتی از فرسودگی یک قهرمان

«غوطه‌ور» نخستین تجربه بلند محمدجواد حکمی در ژانر پلیسی اجتماعی سینمای ایران است.

در این یادداشت به فیلم سینمایی «غوطه‌ور» پرداخته‌ایم؛ نخستین تجربه بلند محمدجواد حکمی در ژانر پلیسی-اجتماعی که تهیه‌کنندگی آن را سعید پروینی بر عهده داشته است. این فیلم با تمرکز بر شخصیت یک افسر کهنه‌کار اداره آگاهی و حول ماجرای گم‌شدن رازآلود زنی جوان، می‌کوشد تصویری از تنش‌های حرفه‌ای و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز در مواجهه با یک موقعیت پیچیده ارائه دهد. «غوطه‌ور» تلاش می‌کند تا در قالب روایتی جدی، برای مخاطب یک فضای معمایی در کنار دغدغه‌های اجتماعی بسازد.

گاهی یک فیلم پلیسی-معمایی نه از یک حادثه بزرگ، بلکه با تزلزل پیش‌بینی نشده قهرمانش آغاز می‌شود. «غوطه‌ور» از همان دقایق ابتدایی روشن می‌کند که مسئله‌اش کشف یک معما نیست، بلکه حکایت مکاشفه مردی است با شکافی که ناگهان زیر پایش باز شده است. تصادفی شبانه، دو زن جوان، نگاه ناآرام دختری که انگار چیزی را پنهان کرده و افسر با‌سابقه‌ای که برای لحظه‌ای مکث می‌کند. همین مکث، به منزله آغازی برای تمام اتفاق‌های بعدی قلمداد می‌شود.

سرهنگ حسن کارخانه، پیش از آن که درگیر پرونده‌ای پیچیده شود، درگیر نوعی فرسایش تدریجی است. فیلم بیش از آن که بر مهارت حرفه‌ای او تکیه کند، بر لرزش‌های درونی‌اش تمرکز دارد؛ لرزش‌هایی که پس از حادثه نخست، شدت می‌گیرند.

نکته قابل توجه این است که «غوطه‌ور» قهرمانش را در قامت یک پلیس شکست‌ناپذیر ترسیم نمی‌کند. سرهنگ بیشتر شبیه مردی است که دیر فهمیده یک تصمیم کوچک می‌تواند پیامدهایی بزرگ داشته باشد. پیگیری پرونده برای او صرفاً انجام وظیفه نیست؛ نوعی تلاش برای بازگرداندن تعادل از دست‌ رفته است. او در برابر همکاران، مدیران و حتی نزدیکانش، بیش از آنکه توضیح بدهد، سکوت می‌کند و این سکوت، یکی از عناصر مهم شخصیت‌پردازی اوست.

فیلم در میانه راه، وارد فاز تحقیق و بازجویی می‌شود، اما آنچه اهمیت دارد، نه کشف سرنخ‌ها، بلکه تغییر تدریجی حالت روحی سرهنگ است. او هرچه بیشتر جلو می‌رود، کمتر شبیه یک مأمور رسمی عمل می‌کند، فاصله‌اش با قواعد اداری افزایش می‌یابد و تصمیم‌هایش شخصی‌تر می‌شوند. در اینجا «غوطه‌ور» به‌جای تأکید بر پیچیدگی معما، بر تغییرات درونی تمرکز می‌کند؛ تغییری که الزاماً پرهیاهو نیست، اما آرام و پیوسته رخ می‌دهد.

در این نقطه می‌توان مقایسه‌ای میان حسن کارخانه و کارآگاه فیلم «بی‌خوابی» کریستوفر نولان مطرح کرد. در آن فیلم، کارآگاه ویل درومر (با بازی آل پاچینو) پس از یک اشتباه مرگبار، وارد چرخه‌ای از ناآرامی ذهنی می‌شود که خواب را از او می‌گیرد و تمرکز حرفه‌ای‌اش را مختل می‌کند. او در تلاش برای حفظ موقعیت خود، به تصمیم‌هایی می‌رسد که وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند. شباهت این دو شخصیت در این است که هر دو پس از یک لحظه تعیین‌ کننده، دیگر آن آدم سابق نیستند. هر دو در محیط کار خود، با ظاهری حرفه‌ای حضور دارند، اما در درون، توازن‌شان به‌ هم خورده است.

با این حال، مسیر این دو از جایی جدا می‌شود. کارآگاه درومر برای مهار بحران، دست به پنهان‌کاری می‌زند و هرچه بیشتر درگیر پیامدهای انتخاب‌هایش می‌شود. سرهنگِ «غوطه‌ور» اما در مسیری متفاوت حرکت می‌کند؛ او به‌جای مخفی‌کردن، به‌دنبال روشن‌کردن است، حتی اگر این روشن‌ شدن به قیمت تضعیف جایگاهش تمام شود. همین تفاوت، رویکرد فیلم ایرانی را از الگوی نوآر کلاسیک فاصله می‌دهد و آن را به سمت نوعی درام درونی می‌برد.

از منظر اجرا، «غوطه‌ور» تلاش می‌کند فضایی جدی و کنترل‌شده بسازد. قاب‌ها اغلب بسته‌اند و موقعیت‌ها محدود به اتاق‌ها، خودروها و راهروها می‌شوند. این محدودیت مکانی، بازتابی از وضعیت قهرمان است؛ مردی که دامنه حرکتش هرچه پیش‌تر می‌رود، تنگ‌تر می‌شود. در برخی لحظات، این انتخاب به انسجام حال‌ و‌ هوا کمک می‌کند، اما گاهی هم به نظر یکنواختی بصری را رقم می‌زند.

در مورد شخصیت زن قصه (ماهک)، فیلم رویکردی مستقیم و بدون پیچیدگی‌های فرعی اتخاذ می‌کند. او بیشتر به‌عنوان نیروی مقابل سرهنگ تعریف می‌شود تا شخصیتی با مسیر مستقل و تمرکز اصلی همچنان بر واکنش‌های سرهنگ باقی می‌ماند. این تمرکز یک‌سویه، اگرچه انسجام نگاه را حفظ می‌کند، اما امکان گسترش جهان داستان را محدود می‌سازد.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه فیلم، نحوه برخورد با مفهوم مسئولیت است. حسن کارخانه در موقعیتی قرار می‌گیرد که می‌تواند خود را کنار بکشد و موضوع را به روند رسمی بسپارد، اما ماندن را انتخاب می‌کند. این ماندن، به‌تدریج او را از مرکز تصمیم‌گیری دور می‌کند و به حاشیه می‌راند. فیلم در این بخش، بیش از آن که درباره ساز و کار اداری سخن بگوید، درباره هزینه فردیِ ایستادن حرف می‌زند.

«غوطه‌ور» در نهایت، بیش از آنکه بر هیجان استوار باشد، بر سنگینی موقعیت تکیه دارد. ضرباهنگ آن آرام است و اوج‌هایش ناگهانی نیستند. این انتخاب ممکن است برای مخاطبی که انتظار یک تریلر پرتنش دارد، غافلگیرکننده باشد، اما با تمرکز فیلم بر وضعیت درونی قهرمان هم‌خوان است.

اگر بخواهیم تصویری کلی از اثر ارائه دهیم، می‌توان گفت «غوطه‌ور» داستان مردی است که در میانه مسیر حرفه‌ای خود، با آزمونی پیش‌بینی‌ نشده روبرو می‌شود؛ آزمونی که نه در میدان تعقیب و گریز، بلکه در خلوت ذهن او شکل می‌گیرد. در یک جمله، فیلم در پی آن است که نشان دهد گاهی مهم‌ترین رویارویی‌ها، نه با مجرم، بلکه با خویشتن رخ می‌دهد.

(به قلم سیاوش میرزایی برای وب‌سایت آی‌فیلم)

بیشتر بخوانید:

«نیم‌شب»؛ در آستانه انفجار

وقتی جنگ وسط جشن می‌نشیند

نگاهی به فیلم سینمایی «خیابان جمهوری»

نظر شما
ارسال نظر